
محمد قمی : از کجا باید شروع کنم ؟ نمی دانم ... اما این را می دانم که " عشق آمد و آتش به همه عالم زد " ... بنای این دنیا و این همه خلایق ، مسببش عشق بوده و هست و خواهد بود ؛ اصلا این دنیا و کلا هستی با عشق بنا شده ... ایام قبل از اربعین مشرف به عتبات عالیات بودیم ؛ نکاتی در این سفر بود که به ذهنم رسید ، بد نیست شما را هم شریک کنم :
- عراق یک کشور جنگ زده است که هنوز هم حکومت آن به شکلی که باید در آمده باشد ، در نیامده است . رشوه مانند آب خوردن از گلوی مأمورین عراقی پایین می رود و هیچ کس هم کاری از دستش بر نمی آید ... و مجبوری که بدهی و اگر نه کارت پیش نمی رود ...
- به همان دلیلی که بالا به میان آمد ، فروشنده ی عراقی هر گونه که می خواهد قیمت روی جنسش می گذارد ؛ جنسی که از ایران می رود به عراق دوباره توسط خود ایرانی ها خریده می شود و متأسفانه مشمول آن مثل معروف " زیره به کرمان بردن " می شوند ...
- حرم سامرا ، هنوز شاهد ویرانی حاصل از انفجار است و متأسفانه ظاهر نا جالبی دارد بر خلاف حرم کاظمین که انصافا هنگامی که در حیاط و کلا در حرم شریف باشی تازگی و زیبایی چشمانت را نوازش می دهد ...
- انگار فقط در ایران خود ما نیستند کسانی که خوارج مداحی و مرثیه خوانی اهل بیت علیهم السلام باشند ... در فاصله بین نجف تا کربلا قطعاتی به گوش می رسید که بعضی از سر تعجب می گفتند که اگر این عزاداریشان باشد پس رقص و شادی آن ها چگونه است ؟! ؛ جوانانی جویای نام و شهرت ، به سبک ( با عرض پوزش ) شو های رقص که در بعضی کشور ها مانند امارات برگزار می شود کلیپ هایی ضبط و پخش کرده اند . بعضی از این قطعات که به گوش می رسید ، بسیار شبیه سبک راک بودند و نوع بیسی که در تنظیم میکس و مونتاژ آن گذاشته شده بود ، این قطعات را تبدیل به یک ملغمه عجیب و غریب کرده بود که باید افراد دل سوز آگاه و مراقب باشند ...
- در ایران ، خدا را شکر با شمایل ها و تصاویر بی سند و پشتوانه از اهل بیت علیهم السلام مقابله می شود ولی در عراق تا دلتان بخواهد پر بود از همین مظاهر توهین به اهل بیت علیهم السلام به طوری که حتی بر روی تابلو های هیئت ها و نشانه های رسمی و اصلیشان بود !! ؛ خدا را شکر که در حرم ها اثری از این ها نبود ولی همین که پایت را به بیرون از حرم می گذاشتی ، رواق دیده پر می شد از این جفنگیات ! ...
- میزان اعتقاد عراقی ها به زائر اهل بیت خصوصا امام حسین ( علیه السلام ) به حدی بود که در فاصله ی بین نجف تا کربلا حتی به اندازه ی یک وجب جای خالی از تشکیلات خدمت به زائرین پیدا نمی شد ... حال هر کس به اندازه ی وسع خودش ؛ حتی اگر شده " اتصال مجانی " و استفاده از گوشی همراه و یا حتی یک سینی خرمای خشک که در وسط راه گذاشته باشند ... ندا های " هله یا زائر " فضای کل راه را گرفته بود که زائران دعوت به خدمات خود می کردند و اصلا یک نوع رقابت برای خدمت وجود داشت .
- بنا بر تجربه های قبلی که حکومت عراق از نا امنی ها و بمب گذاری ها داشت ، امسال در همه جا ، مخصوصا شهر های مذهبی و راه نجف تا کربلا ، ایست های بازرسی زیاد گذاشته بود و هر چند ده متر مأمورین عراقی مواظب اوضاع بودند ...
- از همین جا یک پیشنهاد به مسئولین مربوط می کنم : از فاصله ی مثلا " 88 " کیلومتری تا خود مشهد یک سری جایگاه هایی از سوی دولت با همکاری آستان قدس رضوی احداث بشود و به هیئات فراخوان داده بشود که هر هیئتی بیاید در یک جایگاهی مستقر بشود و کلا داستان پیاده روی به سوی کربلا در باره امام رضا ( ع ) شبیه سازی شود که اگر این گونه شود قطعا برکات بسیاری را به دنبال خواهد داشت ...
و در آخر خاطره ای را تعریف کنم و از همه شما التماس دعای خیر دارم : هنگامی که وارد شهر کربلا شدیم من به واسطه ی کوله ی نسبتا سنگینی که به دوشم بود احساس خستگی و کوفتگی زیادی می کردم ، یک جا که برای رفع موقتی خستگی نشسته بودم به همراهمان گفتم : فلانی ! خیلی خسته ام ، همه ی جای بدنم ناله می کند ... بنده خدا تا این حرفم را شنید با آهنگی سوز ناک گفت : " فلانی ! بدنت ناله می کنه ؟! این جا فاطمه ناله می کنه ، این جا زمین و زمان ناله می کنه ... " تا این حرف رو شنیدم خستگی و ناله فراموشم شد ...
ای کشته ی بی سر که سرا پا همه جانی
کیست کز دادن جانی بخرد جان جهانی
ما تو را کشته نخوانیم که در صورت معنی
زنده اندر دل عشاق به ماهیت جانی